کار احمقانه یا عاقلانه
دیشب خواب دیدم تویه ماشین هستیم و کلی از این گانگستر های خیابانی دارن دنبال ما میان و ما هم تو کوچه پس کوچه ها فرار می کنیم. نمی دنم قضیه چی بود و اونای دیگه که تو ماشین بودن کی بودن (اصولن خوابهای من زیاد سرو ته نداره) فقط یادمه که توی پیراهن من کلی پول بود و من هی می گفتم خب بابا نگه دار پول بدیم بهش. بعد اون یکی که پشت فرمون بود می گفت موضوع پول نیست. خلاصه من مثه ای شخصیتهای خنگ این جور فیلمها هی سوال های مسخره می پرسیدم تا اینکه یه دفعه ماشین و من خنگ اون راننده عاقل رفتیم ته دره.
کاری ندارم که خواب چرندی بود یا نه ولی فک کردم بعضی وقتها خوبه که آدم مثه یه احمق بیاد پایین و یه شیکم سیر کتک بخوره و زنده بمونه تا اینکه مثه یه عاقل بره ته دره.
و اینکه لزومه همیشه حق با آدمای عاقل نیست.
کلن گفتم شما هم گاهی وقتا کارهای احمقانه خواستین بکنین اشکال نداره.